سده‌ٴ چهاردهم‌، نيز زبان‌هايي كه از آنها ترجمه صورت گرفت‌، همان‌ها بودند، به‌استثناي‌ اسپانيايي و تبتي‌. بهتر است گروه‌هاي مختلف را يكايك بررسي كنيم‌.

1. عربي‌

الف‌. از عربي به عبري‌. بازهم در گروه ترجمه‌ها از عربي‌، اين بزرگ‌ترين گروه فرعي است‌. به‌استثناي يك تن شرقي‌، همه‌ٴ مترجمان در اسپانيا يا جنوب فرانسه بودند. ترجمه‌ها از اقسام‌ مختلف است ـ پزشكي‌، نجومي‌، فلسفي‌. يوسف‌بن يوشع لُرقي منطق ابن‌ميمون را ترجمه كرد. مترجم ديگري به‌همان نام (نوه‌ٴ او؟) بخشي از قانون ابن‌سينا را؛ داودبن سليمان‌بن يعيش اشبيلي‌ تدبير منزل منسوب به بروسون را؛ يهودابن سليمان ناتان كتاب‌هاي طبي مختلف و مقاصدالفلاسفه‌ٴ غزالي را؛ يعقوب‌بن اسحاق كارسونو رساله‌ٴ اسطرلاب خودش را؛ سموئيل‌بن‌ مُطُط، سليمان‌بن لبي و زرحيه‌بن اسحاق لاوي رساله‌هاي ديني و فلسفي را. همه‌ٴ آنچه‌ برشمرديم مجموعه‌اي جدي از آثار عربي را در اختيار خوانندگان عبري قرار داد. جوامع يهودي‌ ارزش اين كار را مي‌دانستند و شخص مالداري چون يهودابن سليمان‌بن لبي سرقسطي وصيت‌ مي‌كرد تا به مترجمان كمك مالي شود.
تنها مترجم يهودي شرقي سليمان‌بن الياس بود، كه رساله‌اي منسوب به بطليموس را درباره‌ٴ اسطرلاب از يوناني و به كمك ترجمه‌اي عربي‌، به عبري برگرداند، يا آن را از عربي و با مراجعه‌ به متن يوناني ترجمه كرد.
ب‌. از عربي به لاتيني‌. اين رود عظيم سده‌هاي پيشين‌، در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌، به جويبار كوچكي تبديل شد و در اواسط آن رو به خشكيدن نهاد. تنها يك مترجم احتمالي را مي‌توانيم‌ نام ببريم‌، يعني يوآنس ياكوبي كه عربي مي‌دانست و رساله‌هاي لاتيني متعددي نوشت كه از مآخذ عربي اقتباس شده بودند. ولي ترجمه‌هايي را كه مشخصاً مي‌توان به وي نسبت داد به زبان‌ كاتالونيايي بوده‌اند.

پ‌. از عربي به كاتالونيايي‌. اين گروه فرعي نسبتاً بزرگي است و سرزندگي زبان كاتالونيايي را ثابت مي‌كند. نخست به ترجمه‌ٴ دو متن چشم پزشكي برمي‌خوريم از يوآنس ياكوبي كه در بخش‌ فوق به او اشاره كرديم‌. پدروي ستمگر، شاه آراگون و كاتالونيا، موجب شد تا رساله‌هاي متعدد از جمله رساله‌اي در كشاورزي ترجمه شود. آنسلمو تورمداي فرانسيسي بخشي از رسائل‌ اخوان‌الصفا را ترجمه كرد. درست است كه كتاب مباحثات او را تأليف مي‌دانند، ولي درواقع‌ ترجمه است و بايد به‌عنوان ترجمه مورد بررسي قرار گيرد.
ت‌. از عربي به فارسي و تركي‌. كتاب بازنامه‌ٴ تركي محمودبن محمد بارجيني احتمالاً نخست به‌ عربي نوشته شده است و بعداً به فارسي‌، و از آن به تركي ترجمه شد. بسياري آثار تركي داراي نام‌